X
تبلیغات
شهر عشق - سخنانی زیبا از مرحوم حسین پناهی

شهر عشق

یه دل گرفته

سخنانی زیبا از مرحوم حسین پناهی

درک زیبایی ‚ درکی زیباست

سبزی سرو فقط یک سین از الفبای نهاد بشری

حرمت رنگ گل از رنگ گلی گم گشته است

عطر گل خاطره عطر کسی است که نمی دانیم کیست

می آید یا رفته است ؟

چشم با دیدن رودخونه جاری نمی شه

بازی زلف دل و دست نسیم افسونه

.

.

.

نمی گنجه کهکشون در چمدون حیرت

آدمی حسرت سرگردونه

ناظر هلهله باد و علف

هیجانی ست بشر

در تلاش روشن باله ماهی با آب

بال پرنده با باد

برگ درخت با باران

پیچش نور در آتش

آدمی صندلی سالن مرگ خودشه

چشمهاشو می بخشه تا بفهمه که دریا آبی است

دلشو می بخشه تا نگاه ساده آهو را درک بکنه

سردمه

مثل پایان زمین

 

ما چرامی بینیم

ما چرا می فهمیم

ما چرا می پرسیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط امیر  |